چیزهای کوچک
- ۱۰ نظر
- ۱۷ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۳۶
- ۸۹۴ نمایش
- ۷۵۶ بازدید
مولودی با صدای حاج محمود کریمی
.........................
یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت
شلوغی دور ضریحت رو می دیدم
رو دوش یکی می رفتم
به ضریحت می رسیدم
به پنجره ات می چسبیدم
وقتی پایین می اومدم می خندیدم
پیش همه به خودم می بالیدم
داد میزدم که من آقام رو بوسیدم
در این که امام علی (علیه السلام) در اواخر عمر شریفشان به مدّت چهار سال و چند ماه و مرکز حکومت ایشان در کوفه بوده و به یقین در خانه ای سکونت داشته اند، تردیدی نیست ولی این که محل سکونت ایشان در کجای کوفه بوده، بیرون یا درون دار الاماره، اطّلاع دقیقی در دست نیست؛ چون به هر حال این احتمال وجود دارد، که محلّ فعلی در مجاورت کاخ دار الامارة کوفه، خانه آن حضرت باشد و نیز با توجّه به شهرت این محل به عنوان خانة امام، ما نیز آن را رد نمیکنیم. ولی تقسیمات درون این خانه قطعاً با روحیات ایشان سازگاری ندارد و ساخته و پرداخته ذهن کسانی است که در سالهای آخر حکومت صدّام آن را بازسازی کرده اند.
به عنوان مثال اختصاص مکانی به عنوان مکتب الحسنین (علیهما السلام) در این خانه، فاقد هرگونه توجیه عقلایی است. اعتقاد متقن شیعی ما این است که آن دو بزرگوار امام بوده اند و علم لدنّی داشتهاند و نیازی به تعلّم و فراگیری نداشتهاند.
علاوه بر این در زمان حاکمیت پدرشان در کوفه یعنی بین پنجاه و هشت سالگی تا شصت و سه سالگی از عمر آن حضرت، این دو بزرگوار نیز مردانی سی، چهل ساله و دارای شخصیّت و زندگی مستقل بوده اند و داشتن چنین مکتبی در خانة پدرشان برای آن دو بزرگوار قابل توجیه نیست.
برخی کوشیده اند، با ترجمة کلمه مکتب به معنی محلّ تدریس یا دفتر کار، مشکل را حل کنند اما قابل پذیرش نیست؛ زیرا چگونه اتاقی به این کوچکی محل اجتماع شاگردان یا ارباب رجوع به درون خانه شخصی امام چگونه قابل توجیه است؟
از اینها گذشته، نماز هایی که برای قسمت های مختلف این خانه تشریع و ابداع کردهاند، مثل نماز مکتب الحسنین یا نماز چاه امیرالمؤمنین یا نماز مغتسل امیرالمؤمنین یا نماز اتاق حضرت زینب و ام البنین فاقد وجاهت و ریشه درست و مستند بوده و موجب وهن شیعه است؛ مگر آن که به زائران تفهیم شود، در این فرصتها، نمازهای مأثوری از قبیل نماز هدیه به امام علیه السلام یا نماز حاجت یا نمازهای اداء و قضای یومیه به جا آورند.
از نمازهای ساختگی هم که بگذریم روزانه چندین هزار نفر زائر وارد عراق میشوند و جمع زیادی از مردم عراق هم هر روز به این محل میآیند و همگی مقیدند از این خانه بازدید کنند یعنی از راهروهای تنگ آن عبور و در هر یک از این اتاق های تنگ نماز بگذارند و همین موجب اختلاط زن ومرد می شود که امری ناپسند است.
منبع: سایت بعثه مقام معظم رهبری
۷. به هیچ کس ظلم نکنید
سال ۱۳۸۹ که فتنه اوج گرفته بود، آنان که در میدان غبارگرفتهی جنگ نرم، شمشیر بصیرت در دست داشتند، جوانانی بودند که رهبر انقلاب اسلامی به آنها «افسران جوان» خطاب میکرد. رزمندهی جوانی که سرش را به خدا عاریه داده و به میدان رزم آمده بود، دستور مهمی از فرمانده کل قوا گرفت؛ «مراقب باشید به کسی ظلم نشود» :
«جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام ، که حرف میزنند ، مینویسند ، اقدام میکنند؛ کاملاً رعایت کنید. اینجور نباشد که مخالفت با یک کسى ما را وادار کند که نسبت به آن کس از جادهى حق تعدّى کنیم ، تجاوز کنیم ، ظلم کنیم؛ نه . ظلم نباید کرد. به هیچ کس نباید ظلم کرد.»1
۸. پرچم گفتمان عدالتخواهی را بالا نگهدارید
« یک لحظه از درخواست و مطالبهى عدالت کوتاهى نکنید. این شأن شماست . جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد . پشتوانهى این فکر هم با همهى وجود ، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست . البته تخلفاتى هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگىتان این باشد: گفتمان عدالتخواهى را فریاد کنید ، اما انتقاد شخصى و مصداق سازى نکنید . وقتى شما روى یک مصداق تکیه مىکنید، اولًا احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من مىبینم دیگر . من مواردى را مشاهده مىکنم - نه در دانشگاه ، در گروههاى اجتماعى گوناگون - که روى یک مصداق خاصى تکیه مىکنند؛ یا بهعنوان فساد ، یا بهعنوان کج روى سیاسى ، یا به عنوان خط و خطوط غلط . بنده مثلًا اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و مىبینم اینجورى نیست و آن کسى که این حرف را زده ، از قضیه اطلاع نداشته است . بنابراین وقتى شما روى شخص و مصداق تکیه مىکنید ، هم احتمال اشتباه هست ، هم وسیلهاى به دست مىدهید براى اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانونشکن - که من گفتهام قانون دانهاى قانونشکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند .
شما از دادستان چه گلهاى مىتوانید بکنید؟ اگر یک نفرى به عنوان مفترى یک شخصى را معرفى کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده ، خوب شأن آن قاضى این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه . اگر این افتراء گفته شده باشد ، زده شده باشد ، مادهى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام یک کارى مىکند؛ لذا نمىتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگى کنید، شما اسم نیاورید ، شما روى مصداق تکیه نکنید . شما پرچم را بلند کنید. وقتى پرچم را بلند کردید ، آن کسى که مجرى است ، آن کسى که در محیط اجراء مىخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را مىکنند. آن کسى هم که فریاد مربوط به محتواى این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمى مىکند و کار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشکلى در کار شما نیست . شما جوانهاى مؤمنى هستید که انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبى که داده مىشود، بعد از اتکال به خداى بزرگ که همهى دلها و زبانها و ارادهها دست اوست، تکیه به شما جوانهاست ، امید به شما جوانهاست . این را بدانید.»2
پی نوشت :
1. بیانات رهبر انقلاب در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزهی علمیهی قم، ۱۳۸۹/۷/۲۹
2. بیانات رهبر انقلاب در خطبههاى نماز جمعهى تهران در حرم امام خمینى رضواناللهعلیه، ۱۳۸۹/۳/۱۴
مطالب مرتبط :
پیامبر اکرم (ص) :
فَضْلُ حَمَلَةِ الْقُرآن عَلَی الّذی لَمْ یَحْمِلْهُ کفضل الخالق عَلَی المخلوق. 1
«فضیلت و برتری حاملان2 قرآن بر کسی که سعادت حمل قرآن را نیافته، مانند برتری آفریدگار بر آفریدگان است.»
امام خامنه ای :
حفظ قرآن یک نعمت بزرگ است. این جوانها و نوجوانها سن توانائی حفظ را قدر بدانند. شماها در سنی هستید که میتوانید حفظ کنید و در ذهنتان بماند. ما هم میتوانیم حفظ کنیم؛ در سنین ما هم میشود؛ اما خیلی ماندگار نیست؛ زود از ذهن ما میرود. اینطور نیست که در سنین امثال بنده نشود حفظ کرد؛ چرا؟ سنین بالاتر از ما - یعنی سنین هفتاد و پنج، هشتاد - میشود حفظ کرد. من شنیدم مرحوم آیتاللَّه خوئی در همین سالهای آخر عمر قرآن را حفظ کرده بود. خیلی مهم است؛ پیرمرد مثلاً هشتاد ساله قرآن را حفظ کند! میشود حفظ کرد، اما ماندگار نیست؛ از ذهن زائل میشود. اگر شما در دورهی جوانی و بخصوص در دورهی نوجوانی؛ یعنی از سن همین نوجوانهائی که اینجا برای ما تلاوت کردند یا بالاتر از اینها، قرآن را حفظ کنید، این یک سرمایه و ذخیرهای برای شماست. و امکان تدبر در قرآنی که در حفظ انسان هست، بمراتب بیشتر از امکان تدبر برای کسی است که قرآن را حافظ نیست. گاهی انسان یک آیهای را در قرآن نگاه میکند، مثل اینکه هرگز این آیه را تلاوت نکرده؛ اما کسی که حافظ هست، چنین چیزی برایش پیش نمیآید. امیدواریم خداوند متعال آنچه را که گفتیم و شنیدیم، انشاءاللَّه در دلهایمان نافذ کند. 3
[1] . کنز العمال، ج 1، ص 515.
[2] . حامل قرآن معنای گستردهای دارد که قاریان مفسران قرآن را نیز در بر میگیرد.
[3] . بیانات در دیدار قاریان 86/6/22
دانلود فایل صوتی شهید آوینی :
شهید آوینی :
عقل معاش میگوید که شب هنگامِ خفتن است، اما عشق میگوید که بیدار باش، در راه خدا بیدار باش تا روح تو چون شعاعی از نور به شمس وجود حق اتصال یابد. عقل معاش میگوید که شب هنگام خفتن است، اما عقل معاد میگوید که همهی چشمها در ظلمات محشر، در آن هنگامهی فزع اکبر، از هول قیامت گریانند ، مگر چشمی که در راه خدا بیدار مانده و از خوف او گریسته باشد . عقل معاش میگوید که شب هنگام خفتن است ، اما عشق میگوید: چگونه میتوان خفت وقتی که جهان ظلمتکدهی کفرآبادی است که در آن احکام حق مورد غفلت است؟
عشق میگوید: چگونه میتوان خفت وقتی که هنوز خون گرم امام عاشورا از زمین کرب و بلا میجوشد و تو را فرا میخواند؟ چگونه میتوان خفت و جهان را در کف جهال و قدارهبندها رها کرد؟ نه، شب هنگام خفتن نیست.
شهادت امام صادق (ع) رو تسلیت میگم
امام خامنه ای :
۵. نظام سلطه را تحلیل کنید
پیامهای رهبر انقلاب به تشکلهای دانشجویی دو مشخصهی جالب دارد؛ اول اینکه معمولاً خیلی طولانی نیست و دیگر آنکه بسیار کاربردی است. ایشان در پیامی شفاهی به تشکلهای دانشجویی انقلابی فرمودهاند:
«نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایههایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تحلیل کنید و برای رویارویی با آن، تمام ظرفیتهای خودتان را بهکار گیرید و در این مسیر به وعدههای خداوند اطمینان داشته باشید.»1
۶. با مشکلات بسازید
امام خامنه ای در سال ۱۳۸۹ و در جریان سفر مهمشان به قم، موارد کوتاه و کاربردی مهم و سنگینی را بیان نمودند:
«انقلابى باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید پیچیدگىهاى شرایط زمانه را درک کند. مسأله اینجور ساده نیست که یکى را رد کنیم، یکى را اثبات کنیم، یکى را قبول کنیم. اینجورى نمیشود. باید دقیق باشید. باید شور انقلابى را حفظ کنید. باید با مشکلات هم بسازید. باید از طعن و دقّ دیگران هم روگردان نشوید، اما باید خامى هم نکنید. مراقب باشید. مأیوس نشوید. در صحنه بمانید، اما دقت کنید و مواظب باشید رفتار بعضى از کسانى که به نظر شما جاى اعتراض دارد، شما را عصبانى نکند، شما را از کوره در نبرد. رفتار منطقى و عقلائى یک چیز لازمى است. البته این را هم به همه توصیه کنیم که نیروهاى انقلابى را متهم به افراطىگرى نکنند. بعضى هم اینجورى دوست میدارند عنصر انقلابى، جوان انقلابى، طلبهى انقلابى، فاضل انقلابى، مدرس انقلابى در هر سطحى از سطوح را متهم کنند به افراطىگرى؛ نه، این هم انحرافى است که به دست دشمن انجام میگیرد. واضح است. پس نه از آن طرف، نه از این طرف.»2
پینوشتها:
1. پیام شفاهی رهبر انقلاب به تشکلهای دانشجویی انقلابی، ۱۳۹۲/۱۱/۲۳
2. بیانات رهبر انقلاب در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزهی علمیهی قم، ۱۳۸۹/۷/۲۹
مطالب مرتبط :
الفبای حجاب:
حـــ...فظ حریم بانوان
جـــ...لب رضای خداوند
ا...لفت میان زن و شوهر
بــــ...رکت برای جامعه
***********************************
کلیپ کوتاه از استاد پناهیان درباره حجاب :
صوت امام خامنه ای :
کشور به جوانان مومن و انقلابی نیاز دارد
امام خامنه ای :
۳. تاریخ معاصر را بخوانید
«نمىدانم آیا جوانان نسل ما و نسل انقلابى، تاریخچهى این صد و پنجاه، دویست سال را درست خواندهاند یا نه؟ من همهى دغدغهام این است که جوان انقلابى امروز، نداند ما بعد از چه دورانى، امروز در ایران مشغول چنین حرکت عظیمى هستیم. تاریخچهى این صد و پنجاه ، دویست سال اخیر از دوران اواسط قاجار به این طرف؛ از دوران جنگهاى ایران و روس به این طرف را بخوانید و ببینید چه حوادثى بر این کشور گذشته است.»۴
۴. کار فرهنگی را گسترش بدهید
«من میخواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون ، در استانهای مختلف ، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی میکنند با ارادهی خودشان، با انگیزهی خودشان -کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها را ما بحمدالله اطلاع پیدا کردهایم- کار را هرچه میتوانند بهطور جدی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملت ایفا کرده است.»2
پینوشتها:
1. بیانات رهبر انقلاب در دیدار وزیر، معاونین و رؤساى مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور، ۱۳۷۱/۵/۲۱
2. بیانات رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی، ۱۳۹۳/۱/۱
مطالب مرتبط :
اگر جوان ایرانی بخواهد مأموریت خود را دریابد، باید ببیند در محور مختصاتی با دو محور عمودی و افقی «ایمان» و «انقلاب اسلامی»، در کجا ایستاده است؟ آنچه روشن است، اینکه «وظیفهشناسی» و «عمل مبتنی بر آن» بیش از آنکه مسألهای انتزاعی و نوعی باشد، یک واقعیت عینی و مصداقی است. یعنی مأموریت و وظایف هر کسی و هر جوانی با جوان دیگر به فراخور زندگی و حیات آنها تفاوت دارد. اما این نکته که امام خامنه ای همزمان با وضعیت و شرایط امروز از جوانان کشورش توقع افزونتری دارد، به هیچ استدلال و دلیلی نیاز ندارد. کافی است میزان مخاطب قرار دادن، دفاع کردن، حمایت کردن و مطالبات ایشان از جوانان را از اینجا ببینید
آیت الله حق شناس (ره) درباره عبادت و مناجات انسان با خدا می فرماید:
اگر نمازت را تند تند بخوانی ، پروردگار به ملائکه می فرماید:
چرا این بنده من نمازش را تند می خواند؟ مگر رفع شدائد او ، مگر انجام حاجات و مقاصد او به دست کسی غیر از من است؟!
این روایتی را که خواندم ، مرحوم حاج میرزا جوادآقا در اسرار الصلاة آورده است و همین در حجیتش کافی است.
با عبادت من، معاشرت نکردن با دیگران ضرری نخواهد داشت.پروردگار در حدیث قدسی میفرماید:
به بندگان من بگو آن اشخاصی که به محبت من متوجه هستند، اگر در اثر عبادت من با یک کسی معاشرت نکنند؛ به آنها ضرری وارد نخواهد شد. «قل لعبادی المتوجهین الی بمحبتی ما شرکم اذا احتجبتم عن خلقی»
دانلود فایل صوتی متن زیر با صدای شهید آوینی
شهید آوینی :
شهادت پایان نیست ، آغاز است ، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد . تولد ستارهای است که پرتو نورش عرصه زمان را در مینوردد و زمین را به نور ربالارباب اشراق میبخشد.
آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه ، حرص ، شهوت ، غضب و زیاده روی در تلذّات بر می خیزد ، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. »
*********************************
پ ن : دوستانی که فرصت ندارن آخر حدیث رو بخونن
التماس دعا
در ادامه حدیث را بخوانید ..
استاد شجاعی :
فکر نیاز به مواد دارد و موادش را محسوسات تهیه میکند ولی انسان با استفاده از قوه ی عقلش و وهمش و خیالش اینها را ترکیب می کند و بنای فکر را میریزد اما مواد همیشه از کجا می آید ؟
در ادامه بخوانید ..
شهید مطهری :
یک کسی عالم است ، و از راه علم به جامعه خدمت میکند و در حقیقت از کانال علم از فردیت خود خارج میشود و به جامعه میپیوندد ، شخصیت فردیش از مجرای علم با شخصیت اجتماع متحد میگردد و آنچنان که قطره با دریا متحد میگردد . عالم در حقیقت ، جزئی از شخصیت خود را ، یعنی فکر و اندیشه خود را با این پیوستن به اجتماع جاوید میکند . یک نفر دیگر مخترع است ، از طریق اختراعش به جامعه میپیوندد ، خدمتش به اجتماع اینست که فن خودش ، صنعت خودش ، و خودش را از راه صنعتش ، در اجتماع خودش جاوید میکند . یکی هنرمند است ، مثلا شاعر است ، خودش را از طریق فن و هنرش جاوید میکند.
یک نفر معلم اخلاق است ، اندرزگوست ، خودش را از راه اندرزهای حکمت آمیزش که سینه به سینه منتقل میشود ، در جامعه جاوید میکند . یکی هم شهید است ، از راه خون خودش ، خودش را در اجتماع جاوید میکند ، یعنی خون جاوید در اجتماع بوجود میآورد .
به عبارت دیگر : یکی به فکر خود ارزش و ابدیت و جاودانگی میبخشد و آن عالم یا فیلسوف است ، یکی دیگر به فن و هنر یا صنعت خود ارزش و
ابدیت و جاودانگی میبخشد و آن فنان و صنعتگر یا هنرمند است ، و دیگری به حکمتهای عملی و راهنمائی های خود . اما شهید به خون خود ، و در حقیقت به تمام وجود و هستی خود ارزش و ابدیت و جاودانگی می بخشد . خون شهید برای همیشه در رگهای اجتماع میجهد . در حقیقت هر گروه دیگر به قسمتی از مایملک خود جاودانگی میبخشد و شهید به تمام مایملک خود . لهذا پیغمبر فرمود : « فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله واذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر» . یعنی بالا دست هر نیکوکاری ، نیکوکاری دیگری است ، تا آنگاه که در راه خدا شهید شود ، همین که در راه خدا شهید شد ، دیگر بالا دست ندارد .
دانلود کتاب قیام و انقلاب حضرت مهدی (عج)
منبع : کتاب قیام و انقلاب حضرت مهدی شهید مطهری
سلام
تو این پست بحشی از صحبت های مهم و کاربردی دکتر قنبری رو براتون گذاشتم البته چون اکثرتون مثل خودم حوصله خوندن متن های بلند رو ندارید یک جلسه رو چند بخش کردم و در آخر هر جلسه صوت ایشون رو قرار میدم .
این مجموعه سخنرانی ها توسط دکتر قنبری در موسسه قرآن و عترت علی ابن موسی الرضا ایراد شده .
بحث قابل تاملی هست با من همراه باشید ..
موضوع : افکاری که به سراغ انسان میاد و گاهی وقت ها انسان را اذیت می کند و انسان دوست دارد آنها را به نحوی کنترل کند .
سخنران : استاد شجاعی
در ادامه مطلب بخوانید..
استاد مصباح یزدی :
ما هرچه داریم، به واسطه فیض و لطف و محبّت اهل بیت است؛ امّا ایشان در برابر محبّت بیکرانشان چیزى از ما نمى خواهند؛ چرا که محبّت ایشان خدا گونه است؛ ولى شرط محبّت این است که ما نیز شرط وفا را نگه داریم.
هر قدر ما در برابر عنایتهاى مولایمان سپاسگزارتر و قدردانتر باشیم، از محبّتهاى ویژه حضرت بیشتر استفاده خواهیم کرد و اگر خداى ناکرده، محبّتهاى الهى مولایمان را ناسپاسى و فراموش کنیم، برخلاف مقتضاى محبّت و وفادارى عمل کرده و در نتیجه، خودمان را محروم ساخته ایم. از بهترین اوقات عمر که انسان طعم محبّت را به خوبى مىچشد، دوران جوانى است. آدمى در دوران کودکى و خردسالى، محبّت را با نوعى ادراک ناآگاهانه درک مىکند. کودک، محبّت مادر، پدر و نزدیکان خود را مىفهمد؛ ولى لذّت آن را آگاهانه درک نمى کند و در نتیجه، قدرش را نمىداند؛ امّا از آغاز دوران بلوغ به بعد، مزه محبّت را خیلى خوب مىچشد.
این ویژگى، مخصوص دوران جوانى است و بعد، شیرینى محبّت در این سطح باقى نمى ماند؛ به این جهت به شما عزیزانى که در این دوران طلایى و پر بها زندگى مىکنید، یادآورى مىکنم که قدر این دوران را بدانید و از محبّتى که در دلهایتان موج مىزند، به نیکوترین شکل استفاده کنید. بدانید که چه کسى را باید دوست بدارید و به چه کسى باید دل بدهید . کسى شایسته دلدادگى است که هیچ چشم داشتى از ما نداشته باشد ؛ هیچ گاه ما را از یاد نبرد، و به هر مقدار ما لیاقت و ظرفیت محبّت او را داشته باشیم، او مضایقه نکند . آدمى وقتى کسى را دوست مىدارد ، دلش مىخواهد محبوبش نیز به یاد او باشد . اگر شخصى بداند که رفیقش در عین دورى ظاهرى، دلش همواره متوجّه او است، به وفادارى چنین رفیقى افتخار خواهد کرد. حال اگر بدانیم محبوبى داریم که هیچوقت فراموشمان نمىکند و به محض این که به او توجّه قلبى بیابیم، پاسخمان مىگوید، بهترین یار و رفیق خویش را یافتهایم.
او همان امام رؤوفى است که اگر در دلت هم صدایش کنى و بگویى: "السّلام علیک یا اباصالح"، پاسخت را مىدهد . با این اوصاف ، آیا کسى بهتر از او پیدا مىشود تا آدمى دوستىاش را به او هدیه بدهد؟ هرچه خوبى وجود دارد، در وجود مقدّس حضرت جمع است؛ هر صفت و خصلت دوست داشتنى را که فرض کنید، بهترینش را داراست؛ پس قدر این دلهاى پاکتان را بدانید و بکوشید دلهایتان را به او بدهید که او شایسته دلدادگى است. هرچه مىتوانید به یاد او باشید تا او بیشتر به یاد شما باشد.
رابطه بین ما با محبوبهاى حقیقى فقط گزاره ادبى و شاعرانه نیست؛ بلکه حقیقت ثابت است. آدمى آن گاه که کسى را دوست مىدارد، دلش مىخواهد محبوبش نیز به یاد او باشد. این فقط آرمانى شاعرانه نیست.
قرآن مىفرماید: به یاد من باشید تا به یادتان باشم ، فَاذکُرُونىِ أذکُرکُم(آیه 152 سوره بقره)
گاهى یک شعر حکیمانه آن قدر زیبا است که هیچ چیز دیگرى جاى آن را نمى گیرد: إِنّ مِنَ الشِّعرِ لَحِکمَةٌ؛ همانا بعضى از اشعار، دربردارنده حکمتى عمیق است. حافظ رحمه الله در بیتى مىگوید:
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند/ نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
یکى از اصحاب امامان خدمت امامش مشرّف شد و گفت: آقا! مىخواهم بدانم موقعیت من نزد شما چگونه است؟ فرمود: ببین موقعیت و منزلت ما نزد تو چه اندازه است. به همان اندازهاى که تو به ما اهمّیت مىدهى، ما هم به تو اهمّیت مىدهیم. به همان اندازه که تو به یاد ما باشى، ما هم به یاد تو هستیم. نمى شود آدمى به یاد خدا نباشد ؛ امّا توقّع داشته باشد که خدا مثل اولیاى خاصّ خودش به او توجّه کند. رابطهاى طرفینى است. سر رشته را که تکان مىدهد، آن طرف هم تکان مىخورد. اگر مىخواهى ارتباط محفوظ باشد، کلید ارتباط دست تو است. دکمه توجّه را فشار بده تا بى درنگ ارتباط برقرار شود. راه دوری در پیش نیست؛ بلکه توجهی خالصانه کافی است . این رابطهاى واقعى است. (آفتاب ولایت آیت الله مصباح یزدی صص 153-151)